اهالی کوی جهاد

جهادعلمی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان

جهادعلمی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان

اهالی کوی جهاد

سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده ی بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کس با حرفه ای خود را به آن باب می رساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان در گیر صفر و یک است بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم . افتخار ما اینست که سرباز ولایت فقیه هستیم هرچند دستمان خالیست اما دل های مان پر است از عشق به ولایت . دلهای ما پر از عشق جهاد و شهادت است .
بـا نـام و یـاد خــدا بر آن شدیم تا در جـنــگ نــرم از تیـرهای ماهواره های ملعون به ماه پاره خود جلوگیری کنیم.

آخرین نظرات
نویسندگان

دوره ای در جوار زردکوه

يكشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۳۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

از اینکه چندهفته از دوره بازفت گذشته و هنوز مطلبی به قاب وبلاگ نیامده عذر می‌خواهم .

 این بار می خواهم از بچه های منطقه بگویم از نوجوانانی به صافی و پاکی طبیعت زیبای روستایشان به استقامت کوه هایی که در دامانش رشد کرده اند و برای رسیدن به مدرسه سختی عبور از رودخانه های عظیم آن را در زمستان به جان خریده اند، بچه هایی مهربان، تیز و باهوش. تک تکشان منبع عظیم استعدادهای الهی بودند اما برچسبی از نتوانستن بر پیشانی شان زده شده بود که رشد کردن و رسیدن به قله های موفقیت را در نگاهشان غیرممکن جلوه می داد. مقایسه نادرستی که از تفاوت امکانات منطقه شان و شهر ناشی می شد، بخش اعظمی از استعدادهای نهفته ی درون انسان را به فراموشی سپرده بود.

وقتی از بچه ها از مشکلاتشان می پرسیدی، برجسته ترین چیزی که عنوان می کردند این بود که بچه ها آزادی عمل در انتخاب رشته ندارند و مدرسه براساس معدل، برایشان رشته انتخاب می کند. علاوه براین تنوع رشته ای هم وجود ندارد. رشته های علوم تجربی و ریاضی ندارند چون سطح درسی بچه ها پایین است!!!!

اما در عین حال کسانی را می دیدی که در میان همین محدودیت ها انگیزه ای فوق العاده برای به هدف رسیدن و سود بخشیدن به منطقه خودشان داشتند. از طراح دوختی که می خواست معلم منطقه شان شود تا کسانی که افق مهندس کامپیوتر را در ذهن می پروراندند و باتمام وجود باور داشتند و انگیزه ی دختری فوق العاده بود که با فوق دیپلم حسابداری شهرکرد حالا به تنهایی شروع به خواندن درسهای علوم تجربی را کرده بود و تصمیم داشت پرستاری شود برای تنها بیمارستانی که در منطقه شان در دست ساخت بود. و حتی بعضی از کتاب های درسی را هم نداشت.

در یک کلام زندگی جریان دارد، در هر کجا که باشی. در کلان ترین شهر یا دورترین روستا. در کوه باشی یا کویر. مهم این است در جایگاهت آن گونه باشی که باید و در یک کلام بنده ی خوب خدا باشی.

 

پ.ن. فراموشی بخش اعظمی از استعدادهای نهفته ی درون انسان ها منحصر به روستا نیست. حتی در بهترین مدرسه های شهری هم فریاد می زند. اما شاید در روستا بیشتر بچشم بیاید. به هرحال به گفته بسیاری از بزرگان تحولی عظیم نیاز است، در سیستم آموزشی.

نظرات (۱)

همه رفتند و من جا موندم!!
منظورم دوره جهادی نیس! منظورم کربلای ایرانه! همه الان جنوبن و در پی شهدا و من اینجا دل گرفته در پی...!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی